تفاوت ها و شباهت های این سه روش مدیریتی را همراه با نمونه های روز می بینیم:
مدیریت چپرو و مدیریت واپسرو از این جهت که هر دو در مرحله دوم سناریو یعنی در واپسروی محصول مشترک می سازند و در منطق دو ارزشی خود اشتراک دارند، گهگاه و بسته به شرایط می توانند بیشتر در طول مسیر و برای محصول نهایی به هم خط داده، جاده صاف کن یکدیگر باشند. وقتی مدیریت چپرو به دنبال مدیریت پسرو به کار گرفته شود، افزون بر بهره گیری از نبود پیچیدگی حاصل از مدیریت پسرو (مثلا بهره گیری از عدم ارتباط ایران با امریکا) از توانایی درک و افزودن پیچیدگی (آشوب) و ایجاد نقاط اهرمی و کنترل آن نیز برخوردار می شود و مدیریت پسرو با میدان دادن به چپروها نوعی پیچیدگی که می داند در میدان عمل و در محصول نهایی کاذب است را می تواند مدیریت کند. (مدیریت غوغاسالاری)
اینکه سیاستی از حلقه خودی ها ارتباط با امریکا و انگلیس را دنبال کند، نوعی فرار به جلو، نوعی ورود متغییرهای جدید و نوعی پیچیده سازی است. اینکه ادامه این ارتباط بر مبنای ارتباط خیر با شر (نظام الهی با نظام شیطان) باشد یا بر مبنای احترام متقابل، دو جور مدیریت چپرو و پیشرو را رقم می زند.

